یادداشتهای پراکنده

یادداشتهای پراکنده

من در این وبلاگ یادداشتهای متفرقه خواهم نوشت
یادداشتهای پراکنده

یادداشتهای پراکنده

من در این وبلاگ یادداشتهای متفرقه خواهم نوشت

تعصب مذهبی

محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی ‌ماه ۱۳۰۴ خورشیدی در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را زادگاه خود گذراند و از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره برد. در سال ۱۳۲۰ در دانشسرای مقدماتی کرمان به تحصیلات خود ادامه داد. در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت.در ۱۳۳۰خورشیدی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت. دوره دکتری تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارایه پایان‌ نامه‌ای درباره «ابن اثیر»، مورخ دورۀ اسلامی، دانشنامه دکتری خود را دریافت کرد. وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام‌ وقت آن دانشگاه بود و رابطه تنگاتنگی با این دانشگاه داشت.
      دکتر محمد ابراهیم باستانی ‌پاریزی افزون بر ۶۰ عنوان کتاب تألیف یا ترجمه کرده‌ است. برخی از کتاب‌های او شامل مجموعه برگزیده‌ای از مقالات وی هستند که به صورت کتاب جمع‌آوری و بعضی نیز از ابتدا به‌شکل کتاب نوشته شده‌اند.از میان نوشته‌های این استاد ارزشمند تاریخ، ۷ کتاب که برخی یه آنها عنوان «سبعه ثمانیه» داده‌اند، متمایز است که همگی در نام خود عدد ۷ را دارند، مانند: خاتون هفت قلعه، آسیای هفت سنگ، اژدهای هفت سر و … .
      ایشان نقل می کنند: روزی در گروه تاریخ  دانشگاه تهران پشت میزم بودم که چند نفر که شبیه هندی ها بودند وارد اتاقم شدند و صندوقچه ای با خود داشتند و بعد از سلام گفتند : خیلی خوشحالیم که جناب عالی اسماعیلی هستید با تعجب گفتم چه کسی گفته من اسماعیلی هستم گفتند شما چندین کتاب نوشته اید که همه عدد هفت دارند مثلا وادی هفت واد ، خاتون هفت قلعه ، آسیای هفت سنگ ، اژدهای هفت سر ، کوچه هفت پیچ و... به خاطر اینکه عدد هفت نزد ما مقدس هست فکر کردیم که شما اسماعیلی هستید و تا کنون کتمان کرده اید. گفتم اگر امری هست در خدمت هستیم نگاهی به صندوقچه انداختند و گفتند ما یک سری اسناد قدیمی داریم می خواستیم که یک محرم اسرار برای ما این اسناد را بررسی کند گفتم در خدمتم گفتند: الان دیگه شما نامحرمید و ممکن نیست و رفتند.

ویژگی های سبک شعر انقلاب اسلامی

شعر انقلاب اسلامی در حوزه فنی و سبکی ویژگی ­های خاص خود را دارد که به دو مورد اشاره می کنیم:

1 ـ روی آوردن به قالب های سنتی شعر فارسی

پیش از انقلاب اسلامی به ویژه در دهه های چهل و پنجاه، شعر نیمایی به شدًت نظر شاعران و روشنفکران را به خود جلب کرده بود. اغلب کسانی که در قالب ­های سنتی شعر می­ گفتند در مجامع ادبی و روشنفکری، شاعر ـ یا دست کم شاعر روزگار خویش ـ به حساب نمی آمدند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در عالم شعر و شاعری نیز انقلابی روی داد و قالب­ های سنًتی بیشتر مورد توجه قرارگرفت و شیوه نیمایی ـ حداقل در میان شاعران وفادار به انقلاب ـ تا حدودی از رونق افتاد.

بی توجهی به شعر نیمایی، در چهارچوب زمانی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی، می ­تواند حاصل علل و انگیزه­ های زیر باشد:

ـ هماهنگی و انس مفاهیم دینی و عرفانی با قالب­ های سنتًی از سده های پیشین.

ـ گرایش عمومی اکثر شاعران پیرو نیما به ارزش­های غربی و مفاهیم غیر دینی.

ـ ناکامی برخی از جریان ­های شعری ایجاد شده بعد از شعر نیمایی از قبیل موج نو، شعر سپید، شعر حجمی و... که بیشتر آنها متأثر از جریان­ های ادبی غربی به صورتی شتابزده در زبان فارسی مطرح شده بود.

با این حال به نظر می ­رسد که امروزه از بی ­توجهی سال های نخستین انقلاب اسلامی، نسبت به سرنوشت ساخت نیمایی شعر، کاسته شده و شاعران  متعهد بیش از پیش به این وادی روی آورده ­اند.

گسترۀ موضوع و درون مایۀ شعر نیمایی این دوره از موضوعات و درون مایۀ عام شعر انقلاب اسلامی چندان دور نیست به این معنی که روی­ آوردن به مفاهیم دینی و تاریخ اسلام و گرامی­داشت دفاع مقدس و شهادت و رسیدن به مفهوم مقدسی از وطن با تلفیق تمایلات دینی و ملّی، تاکید بر ستایش ائمه ­اطهار(ع) به ویژه امام حسین (ع) به عنوان قهرمان حماسۀ کربلا، یک بعد از مضمون­ های شعر نیمایی عصر انقلاب اسلامی است و بُعد دیگر آن روی آوردن به گونه ­ای از عرفان جدید است که بیشتر به معنی تعالی و تعمیم مفاهیم و تصورات دینی بوده و گونه ­ای سلوک اجتماعی می باشد.

غزل انقلاب اسلامی با گرایش دوباره به عرفان ـ در معنای تازه و اجتماعی آن ـ و بهره­ گیری از بیانی آماده برای ترکیب سازی­ های بی­ سابقه یا کم ­سابقه، برخی را برآن داشته است که به بخشی از آن، عنوان «غزل نو» بدهند و بخشی دیگر را به «نهضت ترکیب سازی» منصوب دارند، چنانکه جلوه ­های دیگری از غزل انقلاب را «غزل حماسی» نامیدند.

2-  فقدان هویت سبکی

با توجه به اینکه اکثر شاعران سبک سنتی را برگزیدند انتظار می ­رفت از سبک ­های چهارگانه(خراسانی، عراقی، هندی یا اصفهانی و دوره بازگشت) یکی را انتخاب کنندکه چنین نشد. در شعر انقلاب عناصری از هر سه سبک دیده می شود، بدون اینکه پذیرش یکی از سبک­ ها شاعران را به سبک ­های دیگر، بی­ توجه نشان دهد.

در این دوره، قصاید به سبک خراسانی سروده می ­شود. شاعرانی چون اوستا، موسوی­ گرمارودی، شاهرخی، سبزواری و مشفق کاشانی، از نظر زبان و واژگان تا حدود زیادی به سبک خراسانی قدیم نزدیک می ­شوند. افراط در باستان گرایی و استفاده بیشتر از واژگان کهن در این سروده ­ها به وضوح دیده می ­شود غزلها به سبک عراقی گرایش پیدا کرده است همراه با باریک اندیشی و نازک خیالی سبک هندی بدون درگیر شدن با پیچیدگی الفاظ و خیال پردازی ­های دور از ذهن، که به نوبه خود سبک خاصی می ­باشد.

شاعر انقلاب اسلامی با توجه به محسنات شعر قدما سعی می­ کند سروده­ اش مزایای شعر پیشینیان را ـ با حذف معایب آنها ـ داشته باشد. به عنوان مثال، اگر چه قصاید به سبک خراسانی است اما مفاهیم سیاسی ـ اجتماعی در آن قالب ریخته شده است و شاعران تشبیب ­ها را از اصل قصیده جدا کرده ­اند. بنابراین نمی ­توان گفت که شعر انقلاب اسلامی از سبک خاصی پیروی کرده است.

انعکاس مسائل سیاسی ـ اجتماعی در شعر انقلاب اسلامی

 مسائل سیاسی و اجتماعی از دیرباز در شعر فارسی مجال ظهور و بروز یافته ­اند. این مسائل گاه به صراحت و گاه در پرده ای از رمز و اشاره بیان شده است. وقتی حافظ می ­گوید:

اگرچه باده فرحبخش و باد گل بیز است         به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

بی شک در پوشش این غزل ناب، گوشه چشمی به مسائل روزگار خویش دارد و یا آنجا که می ­فرماید:

بود آیا که در میکده ها بگشایند                 گره از کار فرو بسته ما بگشایند

     در حقیقت تظلم و دادخواهی از مظالم حاکمان زورمدار آن عصر را زمزمه کرده است. تأثیر مسائل سیاسی، اجتماعی در عصر مشروطیت و پس از آن که نسیم آزادی در کشور وزیدن گرفته بود نسبت به دوره­ های قبل نمود بیشتری داشته است .

    در دوران قبل از پیروزی انقلاب (دهه ­های 40 و 50) نیز شعر سرشار از مضامین سیاسی است که گاهی از آن با عنوان «شعر مقاومت» یاد می شود ؛ غزل زیبای دکتر شفیعی کدکنی با مطلع:

موج های خزر از سوگ  سیه پوشانند            بیشه دلگیر و گیاهان همه خاموشانند

از این نوع شعرهاست که دو بیت زیبای آن هنوز هم ورد زبان عام و خاص است:

آن فرو ریخته گل های پریشان در باد            کز می جام شهادت همه مدهوشانند

نامشان زمزمه نیم شب مستان باد             تا نگویند که از یــــاد فراموشانند

      موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده و مهرداد اوستا از شاعرانی هستندکه نمونه ­های ارزشمندی از شعر مقاومت را در آثار خود به عرضه کرده­ اند. با توجه به اینکه انقلاب اسلامی شگفت انگیزترین پدیده سیاسی، اجتماعی چند قرن اخیر جهان بشمار می­ رود، پیوند خاصی با مسائل سیاسی، اجتماعی دارد. مضامین سیاسی، اجتماعی در شعر انقلاب از چنان گستردگی و تنوعی برخوردار است که اشاره فهرست ­وار به این گونه مضمون­ ها نیز فرصت گسترده ­ای می ­طلبد، به چند عنوان بسنده می شود:

ـ یاد شهیدان و اندوه و حسرت از ماندن خود و عروج شهیدان

ـ نکوهش ریاکاران و صاحبان زر و زور و تزویر و خروش علیه مرفهین بی درد

ـ بیان رنج طبقات محروم جامعه

ـ بازتاب شهادت یاران انقلاب و ارتحال جانسوز حضرت امام خمینی (ره)

ـ انعکاس فرهنگ جهاد و شهادت

صفات اهل دنیا و آخرت

 

در روایتی به نقل از حضرت علی(ع) رسول گرامی اسلام در شب معراج در تقربی که یافت سوال و جواب با خداوند داشت از جمله صفات اهل دنیا و اهل آخرت؛ وقتی خداوند پیامبر اکرم(ص) را از دوستی با دنیا و اهل دنیا برحذر داشت و به دوستی با اهل آخرت ترغیب نمود رسول اکرم(ص) از خداوند صفات اهل دنیا و آخرت را پرسید که خداوند فرمود: « أَهْلُ الدُّنْیا مَنْ کثُرَ أَکلُهُ وَ ضَحِکهُ وَ نَوْمُهُ وَ غَضَبُهُ قَلِیلُ الرِّضَا لَا یعْتَذِرُ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیهِ وَ لَا یقْبَلُ عُذْرَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیهِ کسْلَانُ عِنْدَ الطَّاعَةِ شُجَاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِیةِ أَمَلُهُ بَعِیدٌ وَ أَجَلُهُ قَرِیبٌ لَا یحَاسِبُ نَفْسَهُ قَلِیلُ الْمَنْفَعَةِ کثِیرُ الْکلَامِ قَلِیلُ الْخَوْفِ کثِیرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطَّعَامِ وَ إِنَّ أَهْلَ الدُّنْیا لَا یشْکرُونَ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ لَا یصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلَاءِ کثِیرُ النَّاسِ عِنْدَهُمْ قَلِیلٌ یحْمَدُونَ أَنْفُسَهُمْ بِمَا لَا یفْعَلُونَ وَ یدَّعُونَ بِمَا لَیسَ لَهُمْ وَ یتَکلَّمُونَ بِمَا یتَمَنَّوْنَ وَ یذْکرُونَ مَسَاوِئَ النَّاسِ وَ یخْفُونَ؛ اهل دنیا کسی است که بسیار بخورد و بسیار بخندد و بسیار خشم گیرد و هر اندازه مال داشته باشد، راضی نگردد. به کسی که بدی کرده، عذر نمی خواهد، و کسی که از او عذر بخواهد، نمی پذیرد. هنگام طاعت و عبادت، کسل و هنگام معصیت، شجاع است. آرزویش دراز و مرگش نزدیک است و خود را محاسبه نمی کند، سودش به دیگران کم و گفتارش بسیار است. ترسش (از خدا) اندک و هنگام خوردن غذا بسیار شاد است، و هنگام رسیدن نعمت از خدا سپاسگزاری نمی کند و موقع بلا صبر ندارد. مردم را با دیده تحقیر می نگرد و خود را می ستاید که چنین و چنان کردم؛ در حالی که کاری صورت نمی دهد و به چیزی که از او نیست و دیگران را دعوت می کنند و بر دیگران (اگر کاری کوچک کرده باشند) منّت می گذارند و همواره از بدی‌های مردم سخن می گویند» رسول گرامی اسلام(ص) سؤال نمود اینها تمام عیب های اهل دنیاست؟ خداوند فرمود: « یا أَحْمَدُ إِنَّ عَیبَ أَهْلِ الدُّنْیا کثِیرٌ فِیهِمُ الْجَهْلُ وَ الْحُمْقُ لَا یتَوَاضَعُونَ لِمَنْ یتَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَ هُمْ عِنْدَ أَنْفُسِهِمْ عُقَلَاءُ وَ عِنْدَ الْعَارِفِینَ حُمَقَاءُ یا أَحْمَدُ إِنَّ أَهْلَ الْخَیرِ وَ أَهْلَ الْآخِرَةِ رَقِیقَةٌ وُجُوهُهُمْ کثِیرٌ حَیاؤُهُمْ قَلِیلٌ حُمْقُهُمْ کثِیرٌ نَفْعُهُمْ قَلِیلٌ مَکرُهُمْ النَّاسُ مِنْهُمْ فِی رَاحَةٍ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی تَعَبٍ کلَامُهُمْ مَوْزُونٌ مُحَاسِبِینَ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَعَیبِینَ لَهَا تَنَامُ أَعْینُهُمْ وَ لَا تَنَامُ قُلُوبُهُمْ أَعْینُهُمْ بَاکیةٌ وَ قُلُوبُهُمْ ذَاکرَةٌ إِذَا کتِبَ النَّاسُ مِنَ الْغَافِلِینَ کتِبُوا مِنَ الذَّاکرِینَ فِی أَوَّلِ النِّعْمَةِ یحْمَدُونَ وَ فِی آخِرِهَا یشْکرُونَ دُعَاؤُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ مَرْفُوعٌ وَ کلَامُهُمْ مَسْمُوعٌ تَفْرَحُ بِهِمُ الْمَلَائِکةُ وَ یدُورُ دُعَاؤُهُمْ تَحْتَ الْحُجُبِ یحِبُّ الرَّبُّ أَنْ یسْمَعَ کلَامَهُمْ کمَا تُحِبُّ الْوَالِدَةُ الْوَلَدَ وَ لَا یشْغَلُونَ عَنْهُ طَرْفَةَ عَینٍ وَ لَا یرِیدُونَ کثْرَةَ الطَّعَامِ وَ لَا کثْرَةَ الْکلَامِ وَ لَا کثْرَةَ اللِّبَاسِ النَّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتَی وَ اللَّهُ عِنْدَهُمْ حَی کرِیمٌ یدَعُونَ الْمُدْبِرِینَ کرَماً وَ یزِیدُونَ الْمُقْبِلِینَ تَلَطُّفاً قَدْ صَارَتِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَهُمْ وَاحِدَةً ....‌ .‌ای احمد! دنیا پرستان زشتی‌های بسیاری دارند، از جمله نادان هستند و احمق و به استاد خود احترام نمی گذارند و خود را عاقل و خردمند می دانند، و حال اینکه نزد عارفان، گروهی احمق هستند.‌ای احمد! اهل خیر و آخرت، صورت‌های نحیف و لاغری دارند و حیای ایشان بسیار و حماقتشان اندک و سودشان به دیگران بی‌شمار و نیرنگشان کم است و مردم از دستشان در آسایشاند و نفسشان در رنج، گفتارشان وزین است و خود را محاسبه می کنند و نفس را به زحمت می اندازند. چشمانشان می خوابد، اما دل‌هایشان بیدار است. چشمانشان گریان و دل‌هایشان به یاد من است. هنگامی که مردم از غافلان نوشته شوند، ایشان از ذاکران محسوب می گردند. در آغاز نعمت حمد خدا را و در آخرش شکر او را به جا می آورند. دعایشان به نزد خدا بالا می رود و کلامشان شنیده می شود و فرشتگان را شاد می کند و دعایشان به زیر عرش می رسد و خداوند دوست می دارد آن را بشنود، چنان که مادر و فرزند را، و لحظه ای از خدا غافل نمی گردند. زیادی طعام و غذا را نمی خواهند، و لباس‌های بسیار برای خود تهیه نمی کنند. مردمان (دنیاپرست) نزد ایشان چون مرده تلقی می گردد و خدا را حی و بزرگوار می دانند. پشت کنندگان را به (خدا) دعوت می کنند و به واردین، مهربانی بسیار کنند و دنیا و آخرت در نظرشان یکسان است...

ده شهید در یک عکس

   

  این  رزمندگان جمعی گردان امام حسین(ع) لشکر31عاشورا بودند که در عملیات های گوناگون هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند. روحشان شاد وراهشان پررهروباد.

ایستاده راست: شهید ساجد کاظمی راشد _ شهید حسین صفری _ شهید مجید شریف زاده _ شهید داود فیروز زرین
نشسته راست: شهیدعلیرضا بابایی ـ شهید داود نظافت ـ  شهید صمد خشکبارچی  _ شهید عبدالرحمان هراتی ـ شهید قاسم هریسی ـ شهید خلیل نوبری

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس/ چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها / چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران / گوهری تابان شود/ خون دلها خورده ایم/ خون دلها خورده ایم
ما برای آنکه ایران/ خانه خوبان شود / رنج دوران برده ایم / رنج دوران برده ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن / چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر / چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک / خون دلها خورده ایم / خون دلها خورده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک / رنج دوران برده ایم
                                                                         نادر ابراهیمی